تيتر خبر تاثیر نوسان قیمت نفت بر‌‌ بورس
یک کارشناس بازار سرمایه گفت: اثر مستقیم نوسانات قیمت جهانی نفت اول بر گروه پالایشی و بعد بر گروه پتروشیمی است اثر غیرمستقیم آن هم بر شرکت‌هایی است که مواد اولیه آن‌ها وابسته به نفت و مشتقات آن است چون که نوسان قیمت به سمت پایین است دسته دوم از این کاهش قیمت تأثیر مثبت می‌پذیرند.
تيتر خبر سود شبکه بانکی از شاپرک چقدر است؟
طرح بانک مرکزی برای دریافت کارمزد از تراکنش کارتخوان‌های فروشگاهی، صف‌آرایی میان اصناف و شبکه بانکی را تشدید کرد. از ابتدای فعالیت شبکه الکترونیکی پرداخت کارتی (شاپرک) عرضه‌کنندگان کالا و خدمت با دیده تردید به این خدمت جدید بانکی می‌نگریستند.
تيتر خبر ثروتمندان تهرانی برای «عروسی» چگونه خرج می‌کنند؟
این روزها هزینه کردن، آن هم هزینه های آنچنانی برای مراسم یک شبه ازدواج برای خیلی ها توجیه پیدا کرده است و وقتی با دوستان و آشنایان درباره ازدواج و هزینه های آن و برنامه های جانبی و مفصلش گفت و گو می کنی، مواردی می بینی و می شنوی که شاید باور کردنش برای خیلی از ما سخت باشد
انواع ماشین لباسشویی ال جی + جدولتيتر خبر انواع ماشین لباسشویی ال جی + جدول
  فرهنگ و هنر  فرهنگ و هنر دارای زيرشاخه  فناوري اطلاعات  فناوري اطلاعات دارای زيرشاخه  صنعت و بازرگاني  صنعت و بازرگاني دارای زيرشاخه  بانک و بيمه  بانک و بيمه دارای زيرشاخه  بازار سرمايه  بازار سرمايه دارای زيرشاخه  صفحه اول  صفحه اول  
  عناوين برگزيده
قیمت خودروهای وارداتی در بازار/جدول
مظنه رهن آپارتمان دو خوابه در تهران +جدول
سود شبکه بانکی از شاپرک چقدر است؟
ارزان ترین گوشی مجهز به اندروید 5 +عکس
پیش‌بینی تحلیلگران وزارتخانه از قیمت‌نفت
مظنه واحدهای 50 متری در تهران؟ +جدول
فروش اعتباری اوپل آسترا آغاز شد+جدول
مسکن چقدر گران می شود+جدول
قیمت انواع دستگاه گیرنده دیجیتال +جدول
آخرین قیمت انواع گوشی ZTE +مشخصات
آخرین قیمت انواع یخچال و فریزر دوقلو +جدول
آخرین قیمت انواع لپ‌تاپ MSI +جدول
ارزان‌ترین گوشی‌های اندرویدی بازار +جدول
آخرین قیمت انواع سشوار +جدول
قیمت انواع تلویزیون سه بعدی در بازار +جدول
آخرین قیمت انواع تبلت Lenovo +مشخصات
آخرین قیمت انواع اجاق گاز ایرانی +جدول
قیمت انواع دوربین عکاسی دیجیتال+جدول
جدیدترین قیمت خودروهای داخلی +جدول
غروب ركود در بازار مسكن
تغییرات دستمزد 25 گروه شغلی اعلام شد
آغاز پيش فروش اوپل آسترا ۲۰۱۴ +جدول
مسکن و شکاف متری 6 میلیونی در تهران! +جدول
با 30 میلیون‌ تومان چه ماشینی بخریم؟ +جدول
قیمت پرفروش ترین لپ تاپ‌ها ؟ +جدول
قیمت آپارتمان های 2خوابه تهران +جدول
پژو 206 دست دوم در بازار چند؟ +جدول
آپارتمان در پل رومی تهران، متری چند؟ +جدول
قیمت رهن آپارتمان دوخوابه در تهران +جدول
قیمت محبوبترین گوشی موبایل‌های بازار +جدول
قیمت لپ تاپ‌های مخصوص بازی +جدول
رکورد سقوط نرخ تورم برای خوراکی‌ها+جدول
مظنه واحدهای نوساز در تهران؟ +جدول
نگاهی به بازار سکه و طلا در هفته‌ گذشته +جدول

  اوقات شرعی


  وضعيت هوا


 

فناوري اطلاعات  مکتب اقتصادي چيست؟ 

فناوري اطلاعات ، مکتب اقتصادي چيست؟

مقاله اي کامل در مورد مکاتب اقتصادي

 

نيازها و احتياجات انسان در طول تاريخ، او را وارد عرصه اقتصادي جامعه نموده است. تلاش براي رفع نيازها و اقدام به توليد کالا و محصولات متنوع سرآغازي براي رشد علم اقتصاد مي‌باشد. دامنه انديشه بشري بسيار گسترده است و هر جا که مسئله احتياج انسان مطرح گردد، انديشه خاصي در جهت تامين آن در ذهن بشر شکل مي‌گيرد. يکي از راهکارهاي اساسي که انسان در جهت رفع نيازهاي خود پيدا نمود، استفاده از منابع موجود براي تامين احتياجات نامحدود مي‌باشد، همين اصل، مقوله اقتصاد و علم اقتصاد را ايجاد کرده است.

 

the economic and human impact of disasters in the last 12 years 50abf9a119cce مقاله اي کامل در مورد مکاتب اقتصادي

روند تکامل مکتب اقتصادي پديده‌ها و واقعيات اقتصادي در انديشه انسان تاثير دارد و تفکر او را براي توجيه و حل مسئله‌اي بر مي‌انگيزد، تلاش فکري انسان براي بيان رابطه حتمي و مطلق بين پديده‌هاي  اقتصادي، نظريات اقتصادي گوناگوني را شکل مي‌دهد که داراي يک شيوه بررسي و در مدار اصول يکساني باشد و يک مکتب اقتصادي را ايجاد مي‌کند.

علل پيدايي مکاتب اقتصادي

هر مکتب اقتصادي بر مبناي يکسري اصول و ديدگاه‌هاي  رايج در جامعه پديد آمده است. هر مکتب به علل و موجبات خاصي به وجود آمده و در بررسي مکاتب و رويکردهاي اقتصادي ناگزير از بررسي و مطالعه علل پيدايي هر مکتب هستيم. هر مکتب بر اساس نيازهاي بشري و عقايد اجتماعي شکل مي‌گيرد که با شرايط زماني و مکاني سازگار بوده و با گذشت زمان از اهميت و اعتبارش کاسته مي‌شود.

مباني اجتماعي مکاتب اقتصادي

هر مکتب اقتصادي بر يکسري مباني اقتصادي و اجتماعي استوار است. پيدايش و توسعه مکاتب اقتصادي و تداوم آن در طول زمان به اين مسئله بستگي دارد که اين مکتب تا چه حد توانسته پاسخگوي مسائل جاري زمان باشد.

آدام اسميت از جمله اقتصاد دان‌هاي ي است که در توسعه علم اقتصاد جايگاه مهمي داشته است. دليل معروفيت و شهرت اسميت در اين است که نظريات و عقايد وي با نيازهاي زمانش مطابقت داشته و در حل مسائل آن زمان کمک زيادي کرده است.

کينز نيز شرايطي مثل اسميت داشت، کتب و آثار وي پاسخي به مشکلات زمانش بوده است. زماني که کتاب معروف «نظريه عمومي اشتغال، بهره و پول» انتشار يافت، جهان صنعتي آن زمان، بحران بزرگ را پشت سر گذاشته بود و راهکارهاي کينز در کتابش توانست موقعيت نابسامان کشورهاي صنعتي را توجيه و تجزيه و تحليل کند.

اصول مکتب اقتصادي

در مطالعه و بررسي هر مکتب اقتصادي مي‌بايد اصول و قواعد آن را شناخت. هر مکتب بر مبناي اصول يا قاعده مشخصي ايجاد شده که آن اصل خود به مباني و احکام ديگري تقسيم مي‌شود. مثلاً اساس ثروت در مکتب مرکانتيليسم، فلزات قيمتي، در مکتب فيزيوکرات، کشاورزي و در مکتب کلاسيک، کشاورزي و صنعتي مي‌باشد. همين مسئله يعني شناخت عامل اصلي ثروت خود مسائل ديگري را مطرح مي‌سازد. هر يک از مکاتب اقتصادي نسبت به مسائل اساسي اقتصاد داراي نظريات خاصي است.

صحت و سقم مکتب اقتصادي

در بررسي و تحليل مکاتب اقتصادي، شناخت اصول و مباني نظري آن به تنهايي کافي نيست، تحقيق اصلي بررسي صحت و سقم اين اصول با واقعيات و مسائل جامعه مي‌باشد. مثلاً فيزيوکرات‌ها که عامل کشاورزي را يک منبع ثروت تلقي مي‌کردند، در واقعيت اين مسئله خطا و اشتباه بود. هر مکتب اقتصادي توسط انديشمندان و منتقدان مورد تحليل و موشکافي قرار گرفته و صحت قواعد اصلي آن در معرض قضاوت و داوري قرار مي‌گيرد.

دلايل زوال يک مکتب

هر مکتب در جهت رفع نيازهاي جامعه و پاسخ به مسائل موجود ايجاد مي‌شود، از اين رو با از بين رفتن مشکلات و پيدايي مسائل و نيازهاي جديد، مکاتب اقتصادي تازه اي مطرح مي‌گردد و از اعتبار و اهميت مکتب قديمي کاسته مي‌شود. بنابراين اوضاع اجتماعي و اقتصادي در تداوم مکاتب جايگاه اصلي دارند.

اقتصاددانان به طور علني با يکديگر مخالفت مي کنند، آنقدر زياد که گاهي مورد تمسخر قرار مي گيرند. غير اقتصاددانان ممکن است هنوز پي نبرده باشند که اين مخالفت ها غالباً در مورد جزئيات است. اما وقتي نظريه کلي اقتصاد، مطرح مي شود اغلب اقتصاددانان با يکديگر موافقند. ريچارد نيکسون رئيس جمهور آمريکا، در دفاع از کسري بودجه در مقابل اتهام محافظه کاران مبني بر اين که اين يک اقدام کينزي است، پاسخ داد که: «اکنون ما همه کينزي هستيم». در واقع آنچه او بايد مي گفت اين بود: «اکنون ما همه نئوکلاسيک هستيم، حتي کينزي ها»، چرا که آنچه به دانشجويان آموزش داده مي شود و آنچه امروز در جريان اصل اقتصاد مي باشد، اقتصاد نئوکلاسيک است.

در اواسط قرن نوزدهم، اقتصاددانان انگليسي زبان به ديدگاه مشترکي در مورد نظريه ارزش و نظريه توزيع دست يافتند. به عنوان مثال چنين فکر مي کردند که ارزش يک پيمانه (بوشل) ذرت، به هزينه هاي صرف شده براي توليد آن پيمانه بستگي دارد. ستانده يا محصول يک اقتصاد هم تصور مي شد که ميان گروه هاي اجتماعي مختلف بايد تقسيم يا توزيع شود، مطابق هزينه هايي که اين گروه ها براي توليد اين محصول متحمل شده اند. اين تقريباً همان «نظريه کلاسيک» بود که توسط آدام اسميت، ديويد ريکاردو، توماس رابرت مالتوس، جان استوارت ميل و کارل مارکس توسعه يافت.

اما در اين رويکرد، مشکلاتي وجود داشت. اصلي ترين مشکل اين بود که قيمت هاي بازار لزوماً بازتابي از «ارزشي» نبودند که در بالاتعريف شد. چرا که افراد اغلب تمايل دارند براي يک شيء مبلغي بيش از «ارزش» آن بپردازند. نظريه هاي «ارزش ذاتي» کلاسيک ها ارزش را دارايي مي دانستند که در يک شيء به طور ذاتي وجود دارد، به تدريج جاي خود را به اين ديدگاه داد که در آن ارزش به رابطه ميان آن شيء و شخص به دست آورنده آن شيء بستگي داشت. چندين اقتصاددان در مکان هاي مختلف در زماني يکسان (دهه ???? و دهه ????)، ارزش را بر رابطه ميان هزينه هاي توليد و «عناصر ذهني» که بعداً «عرضه» و «تقاضا» ناميده شد، مبتني ساختند. اين ديدگاه با عنوان انقلاب مارجينال در علم اقتصاد معروف شد و نظريه فراگيري که از اين ايده ها به وجود آمد، «اقتصاد نئوکلاسيک» نام گرفت. (به نظر مي رسد اولين شخصي که از اصطلاح «اقتصاد نئوکلاسيک» استفاده کرد، اقتصاددان آمريکايي، «تورستن وبلن» بوده است).

چارچوب اقتصاد نئوکلاسيک چنين خلاصه شده است: خريداران تلاش مي کنند تا نفع شان از بدست آوردن کالاها را به حداکثر برسانند و اين کار را با افزايش خريدهاي خود از يک کالاتا جايي انجام مي دهند که آنچه آنها از يک واحد اضافه به دست مي آورند با آنچه آنها بايد از آن صرفنظر کنند تا آن را بدست آورند، موازنه شود. بدين طريق آنها «مطلوبيت» خود را به حداکثر مي رسانند- يعني رضايتمندي همراه با مصرف کالاها و خدمات. به همين ترتيب، افراد براي بنگاه هايي که مي خواهند آنها را استخدام نمايند، نيروي کار خود را عرضه مي کنند، با موازنه کردن منافع از ارائه واحد نهايي خدمات شان (دستمزدي که به دست خواهند آورد) با عدم مطلوبيت خود نيروي کار- از دست دادن فراغت. به اين ترتيب افراد انتخاب هايشان را در وضعيت نهايي، انجام مي دهند. اين نتيجه اش يک نظريه تقاضاي کالاو عرضه عوامل مولد است.

به طور مشابه، توليد کنندگان تلاش مي کنند که واحدها کالاي خود را به گونه اي توليد کنند که هزينه توليد واحد بيشتر يا نهايي با درآمد حاصله از آنها موازنه شود.

بدين طريق آنها سود خود را به حداکثر مي رسانند. بنگاه ها نيز تا جايي نيروي کار استخدام مي کنند که هزينه استخدام اضافي آنها با ارزش محصولي که نيروي کار اضافي توليد مي کند، موازنه شود.

بنابراين، ديدگاه نئوکلاسيکي با «کارگزاران» اقتصاد سروکار دارد که خانوار يا بنگاه هستند و بهينه سازي مي کنند. (با انجام آنچه مي توانند انجام دهند) مشروط به تمام قيدها (محدوديت هاي) مربوطه. ارزش با تمايلات نامحدود ارتباط دارد و خواسته ها با محدوديت ها يا کميابي در تضاد است. مسائل مربوط به تصميم گيري در بازارها دائماً وجود دارد. قيمت ها، علامت هايي هستند که به خانوارها و بنگاه ها مي گويند که آيا تمايلات متضادشان مي تواند با يکديگر منطبق شود يا خير. به عنوان مثال، در برخي قيمت اتومبيل ها، من مي خواهم اتومبيل جديدي بخرم. در همان قيمت، ديگران ممکن است بخواهند اتومبيل هايي بخرند. اما صنعتگران ممکن است نخواهند آنقدر اتومبيل توليد کنند که ما همگي مي خواهيم. ياس (نا اميدي) ممکن است ما را سوق دهد به حراج قيمت اتومبيل ها، حذف برخي خريداران بالقوه و تشويق برخي توليد کنندگان نهايي (مارجينال). با تغيير قيمت، عدم توازن ميان سفارش خريد و سفارش فروش، کاهش مي يابد. بدين ترتيب بهينه سازي تحت قيد (محدوديت) و وابستگي متقابل بازار منجر به تعادل اقتصادي مي شود. اين همان ديدگاه نئوکلاسيکي است.

اقتصاد نئوکلاسيک همان چيزي است که «فرانظريه» ناميده شده است، يعني آن مجموعه اي از قواعد ضمني يا شناخت هايي براي ساختن نظريه هاي اقتصادي رضايت بخش است. اين يک برنامه تحقيقي علمي است که نظريه هاي اقتصادي ايجاد مي کند. فروض اساسي آن، چيزهاي قابل بحثي نيستند که از طريق آنها بتوان شناخت مشترک افرادي که خود را اقتصاددانان نئوکلاسيک مي نامند و يا اقتصاددانان بدون عنواني خاص را تعريف کرد. فروض اساسي اقتصاد نئوکلاسيک شامل موارد زير است:

افراد، ترجيحات عقلاني ميان نتايج (پيامدها) دارند.

افراد، مطلوبيت و بنگاه ها سود را به حداکثر مي رسانند.

افراد، به طور مستقل براساس اطلاعات کامل و مرتبط عمل مي کنند.

نظريه هاي براساس يا تحت تاثير اين فروض، نظريه هاي نئوکلاسيکي هستند.

بنابراين ما مي توانيم از يک نظريه نئوکلاسيکي ازدواج يا طلاق و ايجاد فاصله ميان تولدها ارائه کنيم. به عنوان مثال، اخراج را در نظر بگيريد. نظريه اي که فرض مي کند که تصميمات اخراج کردن توسط يک بنگاه، مبتني بر موازنه ميان منافع اخراج يک کارگر اضافي و هزينه هاي همراه با آن اقدام، يک نظريه نئوکلاسيکي خواهد بود. اما نظريه اي که توضيح مي دهد تصميم اخراج بر اساس تغيير سليقه هاي مديران در مورد کارکنان با ويژگي هاي خاص، يک نظريه نئوکلاسيکي نخواهد بود.

مکتب اقتصادي نئوکلاسيک با چه مکتبي مي تواند مقايسه شود برخي گفته اند که در علم اقتصاد کنوني، چندين مکتب فکري وجود دارد. آنها مکتب هايي از قبيل اقتصاد (نئو) مارکسيستي، اقتصاد (نئو) اتريشي، اقتصاد پساکينزي يا اقتصاد نهادي جديد را به عنوان چارچوبهاي «فرانظري» آلترناتيو براي ساختن نظريه هاي اقتصادي شناسايي مي کنند. انجمن هاي (علمي) و مجلات و ايده هاي همراه با اين ديدگاه ها را منتشر کرده اند. برخي از اين مکتب ها داراي ديدگاه هايي (بينش هايي) بوده اند که اقتصاددانان نئوکلاسيک از آنها فرا گرفته اند. ديدگاه هاي مکتب اتريشي در مورد کارآفريني، مثالي از مطلب بالااست. اما تا آنجا که اين مکاتب، اجزاي سازنده اصلي (مرکزي) اقتصاد نئوکلاسيک را رد مي کنند.- مانند آنکه مکتب اتريشي، بهينه سازي را رد مي کند- آنها از ديدگاه اقتصاددانان نئوکلاسيک جريان اصلي، به عنوان مدافعان علت هاي مفقود شده يا به عنوان آدم هاي عجيب و غريب، منتقدان گمراه و افراد غير عادي ضد علمي، به حساب آمده اند. وضعيت اقتصاددانان غير نئوکلاسيک در دپارتمان هاي اقتصاد در دانشگاه هاي انگليسي زبان، مشابه وضعيت طرفداران زمين مسطح (غير کروي) در دپارتمان هاي جغرافي است. مطمئن تر است تا چنين نظراتي بعد از رسمي شدن وضعيت استخدامي عضو هيات علمي، ابراز شود، البته اگر اقتصاددانان غير نئوکلاسيک اصلاً بتوانند آنها را بيان کنند.

يکي تلاش خاص براي بي اعتبار کردن اقتصاد نئوکلاسيک، از سوي اقتصاددان انگليسي، جون رابينسون و همکاران و دانشجويان وي در دانشگاه کمبريج در اواخر دهه ???? و اوايل دهه ???? انجام شد. مناقشه در مورد سرمايه ميان به اصطلاح دوکمبريج، ظاهراً درباره پيامدها و محدوديت هاي «جمعي سازي» سرمايه توسط پل ساموئلسون و رابرت سولو و در نظر گرفتن «جمعي سازي» به عنوان يک نهاده در تابع توليد. با اين حال اين مناقشه در رويارويي ديدگاه ها در مورد نظريه «قابل قبول» درباره «توزيع درآمد» ريشه داشت. آنچه موضع پساکينزي شد، آن بود که توزيع درآمد با تفاوت قدرت ميان کارگران و سرمايه داران، «بهتر» توضيح داده شده است. در حالي که توضيح نئوکلاسيکي، از يک نظريه بازار براي قيمت عوامل انجام مي شود. سرانجام مناقشه خيلي زياد حل و فصل نشد ( و به توافق نرسيدند) و به همين جهت اين مناقشه کنار گذاشته شد و اقتصاد نئوکلاسيک، جريان اصلي اقتصاد شد.

چگونه چنين ارتدوکسي توانست غالب شود به طور خلاصه مي توان گفت که موفقيت اقتصاد نئوکلاسيک مربوط به scientificization يا «رياضي شدن» علم اقتصاد در قرن بيستم است. دانستن اين مطالب اهميت دارد که بدانيم برخي مارجيناليست هاي اوليه، اقتصاد داناني همچون ويليام استنلي جونز و ف. اجورث در انگلستان و لئون والراس در لوزان و ايروينگ فيشر در آمريکا خواستند که از طريق يک سري اصول علمي، علم اقتصاد را مشروعيت ببخشند. در آن زمان، به دليل موفقيت هاي مربوط به فناوري، همه نسبت به آينده خوشبين بودند و پيشرفت در جامعه اي که داراي بهترين دانش علمي باشد، امري تضمين شده است. اگر اصول علمي بتواند برنامه هاي اجتماعي را سازماندهي کند، آنگاه رسيدن به اهداف اجتماعي امکان پذير خواهد بود. «سوسياليسم علمي» و «مديريت علمي» اصطلاحاتي بودند که از قلم هاي نظريه پردازان اجتماعي، پديد آمدند.

اقتصاد نئوکلاسيک، «کارگزاران»، «خانوارها» و «بنگاه ها» را به عنوان بازيگران عاقل، مفهوم سازي کرد. کارگزاران به عنوان بهينه سازاني که به نتايج «بهتر» سوق داده مي شدند، مدل سازي شدند. تعادل حاصله «بهترين» بود، به اين معنا که هر تخصيص ديگري از کالاها و خدمات مي توانست به بدتر شدن وضع فرد ديگري بينجامد. بنابراين از ديدگاه نئوکلاسيکي، نظام اجتماعي ديگر تضادهاي حل نشدني نداشت. اصطلاح «نظام اجتماعي» يک اندازه گيري از موفقيت اقتصاد نئوکلاسيکي مي باشد. چون ايده يک نظام با اجزاي تعاملي آن، متغيرها و پارامترها و محدوديت هاي آن، زبان فيزيک در اواسط قرن نوزدهم است.

اين شاخه از مکانيک هاي عقلاني، مدلي براي چارچوب نئوکلاسيکي بود. کارگزاران مانند اتم ها بودند، مطلوبيت مانند انرژي بود، حداکثرسازي مطلوبيت مانند حداقل سازي انرژي بالقوه بود و به همين ترتيب. بدين طريق خطابه علم موفق، با نظريه نئوکلاسيکي، پيوند خورده و بدين طريق علم اقتصاد با خود علم تجربي پيوند خورد. اين که آيا اين پيوند توسط مارجيناليست هاي اوليه طرح ريزي شده بود يا به بيان دقيق تر، يک ويژگي موفقيت عمومي خود علم تجربي بود، اهميت کمتري از پيامدهاي آن پيوند دارد. چون مادامي که اقتصاد نئوکلاسيک با اقتصاد علمي پيوند خورده است، به چالش کشيدن رويکرد نئوکلاسيک، به چالش کشيدن علم و پيشرفت و مدرنيته خواهد بود. ارزش اقتصاد نئوکلاسيک مي تواند از طريق مجموعه حقايق (صدق هاي) آن مورد ارزيابي قرار گيرد. حقايقي درباره انگيزه ها، قيمت ها و اطلاعات، وابستگي متقابل تصميمات و پيامدهاي ناخواسته انتخابها، همگي مواردي هستند که در نظريه هاي نئوکلاسيکي گسترش يافتند.

خودآگاهي درباره استفاده از شواهد نيز چنين است. به عنوان مثال، در طرح ريزي براي نيازهاي آينده به برق در يک ايالت آمريکا، کميسيون مطلوبيت هاي عمومي، تقاضاي (نئوکلاسيک) را پيش بيني کرد و آن را به تحليل هزينه (نئوکلاسيک) ايجاد تسهيلات در اندازه ها و انواع مختلف، مرتبط ساخت. (به عنوان مثال يک کارخانه ذغال سنگ با سولفور پائين ??? مگاواتي) و يک طرح رشد سيستم با کمترين هزينه و يک استراتژي قيمت گذاري (نئوکلاسيکي) با اجراي آن طرح. آنها در مورد تمام ابعاد موضوع، از صنعت گرفته تا شهرداري ها، از شرکت هاي برق تا گروه هاي زيست محيطي، همه با يک زبان از کشش هاي تقاضا و حداقل سازي هزينه، از هزينه هاي نهايي و نرخ هاي بازدهي، سخن مي گفتند.

قواعد گسترش نظريه و ارزيابي در اقتصاد نئوکلاسيکي روشن هستند و اين وضوح، براي جامعه اقتصاددانان بسيار مفيد مي باشد. به اين ترتيب، علمي بودن اقتصاد نئوکلاسيک از اين ديدگاه، ضعف اقتصاد نئوکلاسيک نيست، بلکه از نقاط قوت آن است

اقتصاد کِينزي (به انگليسي: Keynesian economics) يا کِينزي‌گرايي(به انگليسي: Keynesianism) نظريه‌اي در اقتصاد کلان است که بر پايه ايده‌هاي اقتصاددان انگليسي جان مينارد کينز بنا شده‌است.

اقتصاددانان کينزي‌گرا استدلال مي‌کنند که تصميمات بخش خصوصي گاهي اوقات ممکن است منجر به نتايج غيرکارا در اقتصاد کلان شود و بنابراين از سياست گذاري فعال دولت در بخش عمومي حمايت مي‌کنند.

اين سياست‌گذاري‌ها شامل سياست‌هاي پولي که توسط بانک مرکزي اعمال مي‌شود، و يا سياست‌هاي مالي حکومت که به قصد پايدار کردن چرخه تجاري انجام مي‌شود، باشد.

مکتب سوداگري

مکتب سوداگري يا مرکانتيليسم (به فرانسوي: Mercantilisme) از قرن شانزدهم تا نيمه قرن هجدهم رواج داشت و بيشترين سهم را در ايجاد خصلت تهاجمي خصومت و رقابت و استعمار در نظام اقتصادي سرمايه داري داشت.

نظريات مکتب مرکانتيليست اگر چه متناسب با رونق تجارت و اهميت روز افزون مبادلات بين‌المللي شکل گرفته‌است اما به نوبه خود در تکامل نظام اقتصادي سرمايه داري تجاري و حتي ايجاد زمينه براي پيدايش نظام اقتصادي سرمايه داري صنعتي نقشي در خور توجه داشت.

اخلاق گرايي اقتصادي

اسکولاستيک از ريشه لاتين اسکولا به معني مدرسه مي‌باشد. در قرون وسطي علم و حکمت تنها در مدارس کليسا تدريس مي‌شد بنابراين مجموعه علم و حکمت منتسب به مدرسه و بنام اسکولاستيک معروف شد و طرفداران اين مکتب مدرسيون نام گرفتند. از نمايندگان اين مکتب مي‌شود به توماس آکويناس و آلبرتوس ماگنوس اشاره کرد.

اين مکتب از قرن نهم تا پانزدهم ميلادي رواج داشت و هدفش بسط تعاليم حضرت عيسي توسط فلسفه يونان بود.از ديدگاه اقتصادي اين مکتب نوعي اقتصاد ملي بر مبناي اخلاق ارائه مي‌کند و مسائل اقتصادي تا حدي که مربوط به اخلاق و تعاليم مسيحيت است مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

مهمترين نظريات اين مکتب شناختن حق لوازم زندگي براي افراد انسان است و در پي آن شناخت حق فرد براي داشتم کالاهاي مورد نياز و همچنين درآمدي که بتواند زندگي انسان را در سلسه مراتبي که خداوند مقدر نموده تامين نمايد.نقش اين مکتب را نبايد در شکل گيري نظامهاي اقتصادي در قرون وسطي ناديده گرفت.

دستمزد عادلانه که نه بر اساس عرضه و تقاضاي نيروي کار در بازار شکل گرفته باشد بلکه بر اساس اصول اخلاقي مکتب اسکولاستيک بايد تامين کننده زندگي متعارفي براي مزد بگيران باشد در کنار ساير تعليمات اين مکتب باعث شد که در طول حيات اين مکتب در طي حدود ? قرن تضاد طبقاتي ميان طبقه کارگر و کارفرما از بين برود.

مکتب اتريش

اقتصاد اتريشي يا مکتب اتريشي (به آلماني: ?sterreichische Schule) که به مکتب وين نيز مشهور است يکي از مکتب‌هاي انديشه? اقتصادي خارج از جريان اصلي است که بر سازمان‌يابي خود-به-خودي بر اساس ساز-و-کار قيمت‌ها تأکيد دارد. فردگرايي روش‌شناختي و خنثي نبودن پول از ديگر مشخصه‌هاي فکري آن است.

نام اين مکتب از بنيان‌گذاران و هواداران نخستين خود، که شهروندان امپراتوري هابزبورگ اتريش بودند، از جمله کارل منگر، اوژون فن بوم-باورک، لودويگ فن ميزس، و برنده? جايزه? نوبل، فردريش هايک مشتق شده است.

امروزه، پيروان مکتب اتريش از سراسر جهان هستند، اما بيشتر با عنوان اقصاددانان اتريش و آثار آنان با عنوان اقتصاد اتريشي ناميده مي‌شود.

مکتب اتريش در اواخر سده? نوزدهم و اوايل سده? بيستم گسترش يافت. اقتصاددانان اتريشي نظريه? ارزش نئوکلاسيک و نظريه? ارزش ذهني (سوبژکتيويسم) را که جريان‌هاي اصلي انديشه? اقتصادي معاصر بر آن‌ها متکي است، توسعه دادند و مسئله? محاسبات اقتصادي که از اقتصاد نامتمرکز بازار آزاد در مقابل تخصيص منابع يک اقتصاد برنامه‌ريزي متمرکز دفاع مي‌کند، مطرح کردند.

اقتصاددانان مکتب اتريشي لزوم انجام قرادادهاي داوطلبانه بين عاملين اقتصادي را مورد تاکيد قرار داده‌اند و بر اين ديدگاه‌اند که معاملات تجارتي بايد در معرض کمترين قيود ممکن اجباري قرار گيرند و به ويژه در معرض کمترين مداخلات دولت باشد. تحت تاثير قهرمان فکري‌شان، جان لاک، اقتصاددانان ليبرتارين مجتمع در مکتب اتريش معتقدند که اين قيود حداقلي، بايد مبتني بر آزادي‌هاي فردي، حقوق برابر باشند.

نئو ليبراليسم

نئوليبراليسم در وهله? نخست نظريه‌اي در مورد شيوه‌هايي در اقتصاد سياسي است که بر اساس آن‌ها با گشودن راه براي تحقق آزادي‌هاي کارآفرينانه و مهارت‌هاي فردي در چهارچوبي نهادي که ويژگي آن حقوق مالکيت خصوصي قدرتمند، بازارهاي آزاد و تجارت آزاد است، مي‌توان رفاه و بهروزي انسان را افزايش داد.

از نظر نئوليبراليسم، نقش دولت، ايجاد و حفظ يک چهارچوب نهادي مناسب براي عملکرد اين شيوه‌هاست. مثلاً دولت بايد کيفيت و انسجام پول را تضمين کند.

به علاوه، دولت بايد ساختارها و کارکردهاي نظامي، دفاعي، قانوني لازم براي تامين حقوق مالکيت خصوصي را ايجاد و در صورت لزوم عملکرد درست بازارها را با توسل به سلطه تضمين کند. از اين گذشته، اگر بازارهايي (در حوزه‌هايي از قبيل زمين، آب، آموزش، مراقبت بهداشتي، تامين اجتماعي يا آلودگي محيط زيست وجود نداشته باشد، آن وقت، اگر لازم باشد، دولت بايد آن‌ها را ايجاد کند ولي نبايد بيش از اين در امور مداخله کند.

بنيان‌گذار اين مکتب اويکن است و روستو، اشمولدرز، هايک و ارهارد از نمايندگان معروف اين مکتب هستند. آن‌ها خواستار شرايط آزاد هستند و مکانيسم بازار را تاييد مي‌کنند و مخالف مداخله? دولت در اقتصاد هستند و با مالکيت اشتراکي بر زمين و ابزار توليد و سوسياليسم و هدايت اقتصاد مبارزه مي‌کنند.

طرفداران اين مکتب چون اقتصاد ليبراليستي خالص را شکست خورده? نيروهاي مزاحم و مختل کننده و مخالف مي‌دانند لذا يک ليبراليسم نورماتيو و اقتصاد رقابتي تنظيم شده را پيشنهاد مي‌کنند.

به اعتقاد نئوليبراليست‌ها، ليبراليسم به جاي اين که به آزادي رقابت بيانديشد، آزادي انتزاعي را مورد توجه قرار مي‌دهند يعني فقط خود آزادي را هدف قرار مي‌دهد و اين عدم حساسيت به انعقاد قراردادهايي بود که به ايجاد کارتل و تراست و کنسرن و ساير راه‌هاي ايجاد انحصار انجاميد و در واقع وقتي آزادي بالاترين هدف باشد ايجاد رقابت نمي‌تواند هدف ليبراليسم باشد.

مکتب شيکاگو

طرفداران ليبراليسم در مقابله با موج مداخله گرايي که تحت تاثير مکتب کينز در نظام اقتصادي کشورهاي سرمايه داري تاثير گذار بود به دفاع از اصول و مباني ليبراليسم پرداختند و منشا تمام مشکلات را مداخله دولت در اقتصاد دانستند.در راس اينان مکتب شيکاگو و ميلتون فريدمن قرار دارد.

در حالي که در نظام اقتصادي آمريکا دولت کمترين نقش را در مقايسه با ساير کشورهاي سرمايه داري داشت و سهم دولت آمريکا در توليد ناخالص ملي از يک درصد هم تجاوز نمي‌کرد اما فريدمن چنين مي‌گويد:

«خواهيم کوشيد به اين سوال پاسخ دهيم که براي رفع نارساييهاي سيستم خودمانکه نتايجي مشابه نتايج بالا به بار مي‌آورد (تحت الشعاع قرار گرفتن منافع عمومي به وسيله منافع افراد) چه مي‌توانيم بکنيم و چگونه مي‌توانيم دامنه نفوذ و قدرت دولت را محدود کنيم و در عين حال کاري کنيم که دولت در انجام وظايف اصلي خود توانا گردد.

يعني از عهده دفاع از ملت در مقابل دشمن خارجي برآيد و بتواند از هريک از آحاد مردم در برابر زور و اجبار هز تن ديگر از هموطنانش حمايت کند و در موارد اختلاف ميان مردم به قضاوت درست بپردازد و به ما ياري دهد تا بتوانيم بر سر قوانيني که مي‌بايد از آنها پيروي کنيم به توافق برسيم.»

نهادگرايي

مکتب تاريخي قديماين مکتب که در طي ?? سال يعني از سال ???? تا ???? رواج داشت واکنشي در برابر مکتب کلاسيک بود و اصول عمده آن را مورد انتقاد قرار داد. بنيان گذاران اين مکتب عبارتند از فريدريش ليست (????-????) ويلهم روشر (????-????) و هيلد براند (????-????).

اقتصاد اسلامي

نظام اقتصاد اسلامي عبارت است از مجموعه قواعد کلّي ارائه شده در اسلام در زمينه روش تنظيم حيات اقتصادي و حلّ مشکلات اقتصادي، در راستاي تامين عدالت اجتماعي.

مسأله? اقتصاد، به عنوان يکي از مهم‌ترين مسائل زندگي بشري، مطرح است، و اسلام نيز نگرش خاصي به آن دارد.

نظريات توسعه، براي تبيين و بررسي پديده هاي توسعه نيافتگي و نيز ارايهء راهکارهايي براي برون رفت از معضل توسعه نيافتگي، ارايه شده اند. اين نظريات را مي توان در سه مکتب عمده مورد بررسي قرار داد.

نظريات توسعه، براي تبيين و بررسي پديده هاي توسعه نيافتگي و نيز ارايهء راهکارهايي براي برون رفت از معضل توسعه نيافتگي، ارايه شده اند. اين نظريات را مي توان در سه مکتب عمده مورد بررسي قرار داد. در اواخر دههء ????، نوسازي، پارادايم مسلط در بحث هاي توسعه بود. پارادايم وابستگي در آمريکاي لاتين ظهور کرد و پاسخي به شکست برنامه هاي کميسيون اقتصادي آمريکاي لاتين بود. مکتب نظام جهاني، سومين پارادايمي است که در اين جا مورد بررسي واقع مي شود، امانوئل والرشتاين را مي توان به عنوان چهرهء شاخص اين مکتب، معرفي کرد.

? مکتب نوسازي

نوسازي، در طول دهه هاي ???? و ????، پارادايم غالب در مطالعات توسعه بود. از اين ديدگاه، توسعه در چشم اندازي تکاملي نگريسته و وضعيت توسعه نيافتگي بر حسب تفاوت هاي قابل مشاهدهء اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي بين ملت هاي فقير و غني تعريف شد. در اين رهيافت، توسعه، فرآيندي تقليدي بود که در جريان آن، کشورهاي کم تر توسعه يافته به تدريج صفات و کيفيات ملل صنعتي و پيشرفتهء غرب را به خود مي گرفتند. سياست هاي نوسازي که دلالت بر عقلاني سازي و موثر و کارا ساختن ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي دارند نه تنها به عنوان عناصر هر استراتژي توسعه اي قلمداد مي شوند بلکه به مثابهء عملکرد نيروهاي تاريخي عام نيز نگريسته مي شوند.

پارادايم نوسازي را مي توان به صورت زير خلاصه کرد:

توسعه فرآيندي خودجوش و غيرقابل برگشت و به طور ذاتي موجود در تک تک جوامع است.

توسعه دلالت بر انفکاک ساختاري و تخصصي شدن کارکردي دارد.

فرآيند توسعه را مي توان به مراحل مشخص و متمايزي تقسيم کرد که نشان دهندهء سطح توسعه به دست آمده توسط هر جامعه است.

توسعه را مي توان از طريق رقابت خارجي يا تهديد نظامي و به وسيلهء اقدامات داخلي در حمايت از بخش هاي مدرن و نوسازي بخش هاي سنتي برانگيخت. احتمالا شناخته شده ترين نقش در درون سنت نوسازي نقش والت روستو است که توسعه را به عنوان تعدادي مراحل در نظر گرفت که يک وضعيت سنتي را با آنچه که روستو بلوغ مي نامد، پيوند مي زند. در اين تئوري، پنج مرحله وجود داشتند که همهء جوامع در حال توسعه بايد از آن ها عبور کنند: ? جامعهء سنتي، ? جامعهء ماقبل خيز، ? مرحلهء خيز، ? راه به سوي بلوغ و ? جامعهء مصرف انبوه.

در اواخر دههء ????، مکتب نوسازي تحت حملات روزافزون منتقدين قرار گرفت. در وهلهء نخست، منتقدين با توسعهء تک خطي در اين مکتب، به مخالفت برخاستند و اين پرسش را مطرح ساختند که چرا کشورهاي جهان سوم بايد لزوما از مسير کشورهاي غربي حرکت کنند؟ از طرف ديگر، اين فرض که در کشورهاي در حال توسعه، بايد از الگوي غرب پيروي کنند، عملا اين امکان را که کشورهاي مزبور بتوانند الگوهاي متفاوتي براي توسعه برگزينند را منتفي مي سازد. از طرف ديگر منتقدين بر اين باورند که محققان نوسازي بيش از حد خوش بين هستند و حتي احتمال عدم دستيابي به توسعه را مورد بحث قرار نداده اند، در حالي که به نظر مي رسد که برخلاف ادعاهاي مکتب نوسازي، فرآيندنوسازي مي تواند متوقف شده و يا حتي در جهت عکس عمل کند.

? مکتب وابستگي

رهيافت وابستگي، چشم انداز غالب در ادبيات توسعه و توسعه نيافتگي در دههء ???? بود. اين رهيافت، از بحث گستردهء آمريکاي لاتين پيرامون مسايل توسعه نيافتگي نشات و همچنين نقد ويران کننده اي از پارادايم نوسازي اروپا محور را در برمي گرفت.

مکتب وابستگي از تقارن دو گرايش فکري عمده ظهور کرد: يکي از سنت مارکسيستي و ديگري در بحث ساختارگرايي آمريکاي لاتين پيرامون توسعه، پيام اساسي مکتب وابستگي اين بود که توسعهء اروپا، توسعه نيافتگي فعال دنياي غيراروپايي را به دنبال داشته است. از ديدگاه نظريه پردازان وابستگي، توسعهء اروپا مبتني بر تخريب خارجي بود: استيلاي خشن، کنترل مستعمرات و غارت مردمان، منابع و مازاد جوامع غيراروپايي.

افرادي مانند پل باران و پل سوئيزي معتقد بودند که فقط با خروج از نظام سرمايه داري جهاني و بازسازي اقتصاد و جامعه براساس نظام سوسياليستي مي توان به توسعهء واقعي دست يافت. از طرف ديگر آندره گوندرفرانک معتقد بود که سرمايه داري جهاني به محض به وجود آمدن، نظام هاي اجتماعي اوليه را تخريب يا دگرگون و آن ها را به منابع توسعهء هر چه بيش تر خود تبديل کرد. به نظر وي، نهادهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشورهاي توسعه نيافته، به جاي اين که اساسا اصيل يا سنتي باشند، تحت تاثير نفوذ سرمايه داري بوده اند. وي با استناد به تحليل هاي مارکسيستي از مصادرهء طبقاتي ارزش مازاد، استدلال کرد که انحصار خارجي، منجر به مصادرهء بخش مهمي از مازاد اقتصادي ايجاد شده در آمريکاي لاتين شده است.

با اين که اعضاي مکتب وابستگي از جهت گيري هاي ايدئولوژيک و تعهدات سياسي متفاوتي برخوردار بوده اند ولي مي توان گفت که اعضاي اين مکتب بر روي فرض هاي اساسي زير اتفاق نظر دارند: ? آنان وابستگي را به عنوان فرآيندي عام در نظر مي گيرند که در مورد همهء کشورهاي جهان سوم صادق است. ? وابستگي به عنوان يک وضعيت خارجي قلمداد مي شود، يعني وضعيتي که از بيرون تحميل شده است. ? وابستگي غالبا به عنوان يک وضعيت اقتصادي سنجيده مي شود. ? وابستگي به عنوان بخشي از قطب بندي مناطق در اقتصاد جهاني قلمداد مي شود و ? از نظر اين نويسندگان، وابستگي و توسعه دو فرآيند ناسازگارند.ديدگاه وابستگي از دههء ???? هدف آماج انتقادات واقع شده است. نظريه پردازان نوسازي، ديدگاه وابستگي را به عنوان بخش تبليغاتي ايدئولوژي انقلابي مارکسيسم مورد حمله قرار دادند. انتقاد ديگر، ميزان بالاي انتزاعي بودن اين ديدگاه است و اين که اين مکتب، همهء مناطق پيراموني را يکسان قلمداد مي کند. از طرف ديگر رهيافت وابستگي نقش منازعات داخلي و مقاومت هاي دروني را ناديده گرفته و درمورد قدرت نيروهاي خارجي اغراق کرده است. از طرف ديگر منتقدين بر اين باورند که وابستگي و توسعه مي توانند با يکديگر همزيستي کنند و وابستگي لزوما به توسعه نيافتگي منجر نمي شود.

? مکتب نظام جهاني

ريشه هاي رهيافت نظام جهاني را مي توان در تئوري وابستگي رديابي کرد. رهيافت نظام جهاني ادعا مي کند که يک اقتصاد جهاني سرمايه داري از قرن شانزدهم وجود داشته است و اين سيستم اقتصادي، تعداد فزاينده اي از جوامع قبلا کم و بيش منزوي و خودکفا را در نظام پيچيده اي از روابط کارکردي، ادغام کرده است. اين ديدگاه، جوامع را به سه دستهء مرکز، پيرامون و شبه پيرامون تقسيم بندي مي کند. از اين چشم انداز، فرآيند توسعه نيافتگي با ادغام شدن يک منطقهء خارجي خاص در نظام جهاني، يعني در حاشيه قرار گرفتن آغاز مي شود و همان طور که نظام جهاني بسط و گسترش يافته، ابتدا اروپاي شرقي، سپس آمريکاي لاتين، آسيا و آفريقا به ترتيب در حاشيه و پيرامون قرار گرفته اند. از نظر امانوئل والرشتاين، مهم ترين نظريه پرداز اين مکتب، ميزان موفقيت يک کشور در انتقال از موقعيت پيراموني به نيمه پيراموني، به پذيرش يکي از اين راهبردهاي توسعه بستگي دارد; اغتنام فرصت، ارتقا از طريق دعوت يا اعتماد به نفس. از نظر وي، عنصر اساسي پيشرفت و ارتقاي يک کشور نيمه پيراموني، در اختيار داشتن بازاري بزرگ است که بتواند کاربرد فن آوري پيشرفته را توجيه کند و کشور مزبور نيز بتواند با هزينهء پايين تري نسبت به ساير توليدکنندگان موجود، به توليد کالا براي آن بازار بپردازد. از اواسط دههء ????، به تدريج گروهي از منتقدين، ديدگاه نظام جهاني را به ارايهء يک مفهوم سخت و شيء گونه از نظام جهاني، غفلت از موارد خاص توسعه در طول تاريخ و برجسته کردن تحليل اقشار اجتماعي در مقابل تحليل هاي طبقاتي، متهم ساخته اند.

اگر بخواهيم يک برداشت کلي از اين مقاله داشته باشيم:

تا قبل از قرن ?? ميلادي تمام بحثهاي اجتماعي از جمله اقتصاد از ديدگاه اخلاق بررسي مي شد. و بعدها به نام اسکولاستيک معروف شد و طرفداران اين مکتب مدرسيون نام گرفتند. از نمايندگان اين مکتب مي‌شود به توماس آکويناس و آلبرتوس ماگنوس اشاره کرد.اين مکتب از قرن نهم تا پانزدهم ميلادي رواج داشت و هدفش بسط تعاليم حضرت عيسي توسط فلسفه يونان بود.از ديدگاه اقتصادي اين مکتب نوعي اقتصاد ملي بر مبناي اخلاق ارائه مي‌کند و مسائل اقتصادي تا حدي که مربوط به اخلاق و تعاليم مسيحيت است مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

افلاطون: ثروت و فضيلت به دو کفه ترازو مي مانند که هرگاه يک کفه سنگين تر شود، پايين مي آيد و ديگري بالا خواهد رفت.

در اين مطلب مکاتب مهم اقتصادي به ترتيب شکل گيري بررسي مي شود.

•?-? مکتب مرکانتيليسم قرن??تا قرن ??

تمام کشورها نسخه ثابت درد خود را در دريافت سه قلم دارو مي دانستند:

?- کسب طلا و نقره از هر مسير ممکن

?-افزايش ثروت و قدرت دولت مرکزي

?- مداخله مستقيم دولت در امور اقتصادي و کنترل آن

فراموشي ارزشهاي اخلاقي

•?-? مکتب فيزيو کراتها (طبيعيون) قرن??

بنيان گذار مکتب : فرانسوا کنه

خداوند قوانين و نظم جهاني را آفريده،

خود نظامي طبيعي براي فعاليتهاي بشر ايجاد کرده است.

تأکيد بر آزادي نوع بشر در فعاليتهاي اجتماعي

•?-? مکتب کلاسيک قرن ??و ??

بنيان گذار مکتب : آدام اسميت

نام کتاب : ثروت ملل

نظام حاکم بر بازار و عملکرد قيمتها قادر خواهد بود تعادل عمومي اقتصاد را ايجاد نمايد

تأکيد بر نفع شخصي و عدم دخالت دولت در اقتصاد

ساير نظريه پردازان کلاسيک: ژان باتيست سي

•?-? مکتب تاريخي قرن ??

بنيان گذار مکتب : فردريش ليست

انتقاد به مکتب کلاسيک:

?- نظامات و قواعد مربوط به اجتماع بشري در حال تغيير و تحول است. بنابراين قوانين اقتصادي چهان شمول و ازلي نيستند.

?- کلاسيکها انسان را تک بعدي مي دانند(نفع شخصي) در صورتي که انسان نياز به نوع دوستي و محبت و معنويت هم دارد.

تأکيد بر :

?- قطع واسطه گران بين مصرف کننده و توليد کننده

?- حذف سود سرمايه داري

?-مالک شدن کارگران در ابزار توليد

 

 

•?-? مکتب سوسيالزم قرن??

بنيان گذار مکتب : کارل مارکس

نام کتاب : سرمايه

- ازدرون مکتب تاريخي سوسياليزم به وجود آمد

-منتقد نظام سرمايه داري

-پيش بيني صحيح بحرانهاي اقتصادي سالهاي آتي

-تضاد دروني نظام سرمايه داري

- استثمار نيروي کار

 

 

•?-? مکتب نئوکلاسيک قرن ??

اقتصاددانان مکتب نئو کلاسيک:

?- استانلي جونز، ?- کارل منگر، ?- لئون والراس،

?- کارل منگر، ?- آلفرد مارشال

اين مکتب مکتب کلاسيک تعديل شده است.

انسان با حداقل تلاش در جستجوي حداکثر کردن منفعت و سود است.

شاخه هاي مکتب نئوکلاسيک:

?- مکتب رياضي، ?- مکتب تفکر رواني( مکتب اتريشي)

•?-? مکتب کينزينها قرن??

بنيان گذار مکتب : جان مينارد کينز

نام کتاب : تئوري عمومي اشتغال، پول و بهره

- نجات نظام سرمايه داري از بحران دهه ????

-طرف داري از دخالت دولت و ايجاد تقاضا

-تعادل اقتصاد در اشتغال ناقص

-انقلاب کينزي

 

•?-? مکتب کينزينهاي جديد قرن ?? و ??

بنيان گذاران مکتب :

فرانکو موديگلياني و جيمز توبين

 

-بازار و اقتصاد آزاد ثبات ذاتي ندارد.

سياستهاي ارشادي دولت و مداخله او تأثير

به سزايي در حل مشکل عدم تعادل دارد.

•??-? مکتب پوليون (پول مبنا)  قرن??

بنيان گذار مکتب : ميلتون فريدمن

- اقتصاد بازار آزاد به طور ذاتي بي ثبات است.

-پول يکي از مهمترين متغيرهاي تأثير گذار اقتصادي است.

-سياستهاي مداخله گرايانه دولت تنها موجب وخامت امور اقتصادي مي شود.

 

•??-? مکتب کلاسيکهاي جديد يا انتظارات عقلايي

بنيان گذاران مکتب :

رابرت لوکاس و تماس سارجنت

- اقتصاد بازار آزاد به طور ذاتي باثبات و بحرانهاي اقتصادي کوتاه مدت و زود گذر است.

-مردم در برخورد با وقايع اقتصادي از تمام اطلاعات موجود و قابل دسترس استفاده مي کنند. بنابر اين سياستهاي دولت خنثي مي شود.

-پول تنها وسيله مبادله است و بر متغيرهاي واقعي اقتصاد تأثيري ندارد.

 

•??-? مکتب پست کينزين

- اقتصاد گرايشي براي خود اصلاح گري ذاتي ندارد.

- دخالت در اقتصاد غير قابل انکار است.

-فرض وجود رقابت کامل غير واقعي است.

-پول يک عامل و يک متغير اقتصادي صرف است ولي يک عامل بسيار مهم اساسي است.

-سياستهاي درآمدي و برنامه ريزي به عنوان سياستهاي مکمل سياستهاي ارشادي دولت بايد به کار گرفته شود.

  عناوين مرتبط :




طراحی سایت : اصفهان هاست